نقش بهداشت در اقتصاد مقاومتی

ممکن است هنگامی که دو واژه «سلامت» و «اقتصاد مقاومتی» در کنار هم دیده شود، در وهله اول، ذهن انسان به سمت تولید داروهای داخلی، استفاده از تجهیزات پزشکی تولید داخل، تاسیس شرکت‌های دانش‌بنیان و… برود که البته همه موارد فوق نقش مهمی در اقتصاد مقاومتی دارند، اما با توجه به دو اصل مهم هزینه-فایده (cost–benefit) و هزینه-اثربخشی (cost–effectiveness)، ذهن معطوف به یک مسئله مهم دیگر می‌شود و آن دچار نشدن به بیماری است. قطعا در صورت بیمار نشدن، نیاز به دارو، درمان و بستری کاهش می‌یابد که این امر نقش موثری در اقتصاد سلامت دارد.
هنگامی که هزینه یک بیمار مبتلا به دیابت ۴٠٠میلیون تومان، هزینه درمان یک بیماری دیالیزی ٢۵٠میلیون تومان، هزینه درمان یک بیمار مبتلا به اوتیسم ١٠٠میلیون تومان، هزینه درمان بیماری‌های قلبی عروقی هربار ١۵تا٣٠میلیون تومان، هزینه هر دوره شیمی‌درمانی بیماران سرطانی،۵٠٠ تا ۶٠٠ هزار تومان و هزینه داروی بیماران مبتلا به MS ماهیانه یک میلیون تومان باشد، یعنی اینکه بیماری و اقتصاد با هم رابطه به‌هم‌تنیده‌ای دارند. البته در مقابل بیماری، بهداشت قرار دارد که می‌تواند پیشگیری‌کننده از عوارض نامطلوب بیماری از جمله عوارض سنگین اقتصادی آن باشد.
به طور مثال، فردی که می‌تواند با آموزش بهداشت و رعایت اصول پیشگیری، خود را از ابتلا به دیابت در امان بدارد، با ابتلا به این بیماری، علاوه‌بر درد و رنج و عوارض ناشی از آن، در طول عمر باقی‌مانده خود، ۴٠٠میلیون تومان هزینه به سیستم سلامت تحمیل می‌کند.
طبق آمار وزارت بهداشت، هم‌اکنون ١۴درصد جمعیت کشورمان دارای قندخون بالا، ١٩درصد مبتلا به پرفشاری خون و ٣٠درصد دارای چربی خون بالا هستند. ١٠درصد سیگار می‌کشند، ١٧درصد چاق هستند و ١٨درصد دچار کم‌تحرکی‌اند. این‌ها یعنی آمادگی بالقوه برای ابتلا به بیماری‌های مزمن غیرواگیر، یعنی بیماری‌هایی که باعث ٧٢درصد مرگ در ایران شناخته می‌شوند، مانند بیماری‌های قلبی‌عروقی و سرطان‌ها. نکته قابل‌توجه این است که ٨٠ درصد بیماری‌های قلبی‌عروقی و ۴٠درصد سرطان‌ها قابل‌پیشگیری است. بنابراین، با رعایت بهداشت و اصول پیشگیری، میزان ابتلا به این بیماری‌ها تا حد زیادی کاهش می‌یابد که با توجه به آمار ارائه‌شده فوق، نتیجه آن کاهش چشمگیر هزینه‌های درمان است.
تلاش برای بیمار نشدن یعنی بهداشت و پیشگیری هم از وظایف دولت است (طبق اصول٣و٢٩ قانون اساسی) و هم اراده و تلاش مردم را می‌طلبد. دولت باید مردم را برای حفظ و ارتقای سلامتی خود توانمند کند و مردم هم باید سبک زندگی خود را به سمت حفظ و ارتقای سلامت خودشان اصلاح کنند که از آن به عنوان خودمراقبتی یاد می‌شود. خودمراقبتی شامل اعمالی است اکتسابی، آگاهانه و هدفدار که مردم برای خود و خانواده‌شان انجام می‌دهند تا تندرست بمانند و سلامت خود را حفظ کنند و ارتقا دهند تا کمتر و کمتر دچار بیماری شوند. طبق تحقیقات انجام‌گرفته (HSN انگلستان) خودمراقبتی می‌تواند منجر به کاهش ۴٠درصدی مراجعه به پزشکان عمومی، کاهش ۵٠درصدی بستری شدن در بیمارستان، کاهش ۵٠درصدی روزهای غیبت از کار و کاهش ۵٠درصدی مصرف دارو شود و این به معنای کاهش هزینه‌های سنگین و کمرشکن درمان است.
تحقیقات اثبات کرده است که به ازای هر هزار تومان هزینه در بخش بهداشت، ٧تا١٠هزار تومان صرفه‌جویی در کل مخارج نظام سلامت می‌شود که البته در بیماری‌های غیرواگیر مزمن، بیشتر می‌باشد. به طور مثال، طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، بار اقتصادی بیماری پرفشاری خون ٣٧٠میلیارد دلار است، در حالی که هزینه پیشگیری و تشخیص اولیه فقط ٨٨میلیون دلار می‌باشد؛ ضمن اینکه اصول پیشگیری از بیماری‌ها بسیار آسان و اطمینان‌بخش است، درد و رنجی ندارد، باعث استرس، فشارهای روحی، غیبت از کار و عوارض دارویی نمی‌شود و این به معنای اولویت و تقدم پیشگیری بر درمان است که صراحتا در سیاست‌های کلی نظام سلامت ابلاغی توسط مقام معظم رهبری به آن اشاره شده است.
علاوه‌بر آن، آموزه‌های دینی و احادیث اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) درمورد نظافت، تغذیه، اجتناب از رفتارهای نامتعادل، بهره‌گیری از طیبات، سحرخیزی، فعالیت بدنی، تعادل روانی، تعامل اجتماعی و همچنین وجود قاعده‌های فقهی مهم و متعدد همچون قاعده لاضرر و لاضرار، قاعده اولویت دفع مفسد بر جلب منفعت، قاعده وجوب مقدمه واجب، قاعده حرمت مقدمه حرام و… لزوم اولویت پیشگیری بر درمان را مشخص می‌کند. بماند که افزایش شاخص کیفیت زندگی (PQLI)، ارتقای شاخص توسعه انسان (HDI) و کاهش شاخص سال‌های عمر تضمین‌شده برای ناتوانی (DALY) که در رتبه‌بندی‌های بین‌المللی سلامت نقش زیادی دارند، به طور مستقیم با وضعیت بهداشت ارتباط دارد.
بنابراین، به نظر می‌رسد شاه‌کلید و راهکار بنیادین و ریشه‌ای عمل به اقتصاد مقاومتی در حوزه سلامت، توجه و سرمایه‌گذاری هرچه بیشتر در بخش بهداشت است، چراکه به ازای هر هزار تومان سرمایه‌گذاری در بخش بهداشت که باعث پیشگیری از انواع بیماری‌ها می‌شود، در کل مخارج نظام سلامت، حداقل ٧تا١٠هزار تومان صرفه‌جویی صورت می‌گیرد و علاوه‌بر آن، شاهد کاهش عوارض ناشی از درمان از جمله درد، ناتوانی، استرس، فشارهای روحی و روانی، عوارض دارویی، اتلاف وقت، غیبت از کار و… می‌باشیم. بدین‌ ترتیب، به دو فرمان رهبر عزیزمان لبیک گفته‌ایم: هم عمل به اقتصاد مقاومتی، هم اولویت پیشگیری بر درمان.
محمد مقضی

نگاهی به گرایش های عرفانی جوانان

امروزه با نگاهی به لیست کتاب های پرفروش در ایران، مثل کتابهای پائلوکوئیلو، کریشنامورتی، کارلوس کاستاندا و … درمی یابیم که اقبال و تمایل به نوعی از عرفان مدرن و جدید که نوید بخش آرامش و تعالی است، رو به افزایش است. البته باید گفت که این نوع کتاب ها تنها بخشی از رسانه ای است که مروج این نوع از عرفان است و اقبال و گرایش به این نوع از عرفان، خود را در بسیاری از رسانه های دیداری و شنیداری بازنمایی کرده است.

نگاهی به ریشه، خاستگاه و نوع آموزه های معنایی این نوع عرفان های مدرن، بی شک در چرایی اقبال و گرایش به سمت آن ها مؤثر است. در اینجا این مقدمه لازم است که در تقسیم بندی مکاتب عرفانی، دو دسته عمده به چشم می خورد که می توان از آن ها به عرفان های شریعت مدار و عرفان های منهای شریعت یاد کرد. عرفان های شریعت مدار حول محور سه دین اصلی اسلام و مسیحیت و یهود هستند و عرفان های منهای شریعت که حول و حوش آیین های مشرق زمین مانند هندو، بودا، ودا، شینتو و … قرار دارند، آیین های بدون چارچوب شریعت به معنای واقعی آن هستند و تنها آموزه های خود را در قالب مناسک و آیین و رسوم های ویژه ای بازنمایی می کنند و بیشتر بر روی مراقبه و تمرکز درونی تأکید دارند.

نکته قابل توجه در این است که اگر چه بیشتر این عرفان ها یا شبه عرفان ها ریشه و خاستگاه شرقی دارند، اما در عصر حاضر در غرب طرفداران بسیاری پیدا کرده اند و غربی ها با استفاده از قالب های نوین کتاب، شعر، موسیقی و فیلم، آن ها را باز تولید کرده و به کشورهای دیگر به عنوان یک خوراک معنوی جدید عرضه می کنند.

در واقع می توان گفت که تمایل به این عرفان ها در جامعه ما پدیده ای خودجوش نبوده است، بلکه بیشتر پدیده ای است که از درون جامعه غربی و بر اساس اقتضائات ویژه آن شکل گرفته و به جامعه ما هم سرایت کرده است.

رشد تمایلات معناگرایانه در غرب به عقیده بسیاری از اندیشمندان ناشی از محوریت یافتن حس گرایی و پوزیتویسم عصر مدرن است که در مبانی معرفت شناختی خود به هیچ منبع شناختی فراتر از ماده قائل نبودند. دلزدگی از این نوع افراط ها، هر چند باعث شد که بشر غربی به ندای فطرت خاک گرفته خود پاسخ بگوید و در جستجوی معنا و مفهوم هستی باشد، اما باز هم در تشخیص راه به انحراف رفت. بشر غربی در جستجوی راهی بود که بتواند به پرسش های اساسی زندگی اش پاسخ بگوید و عالم را برایش معنادار کند، اما آنچه که این مکاتب عرفانی به او دادند، تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی است که به هیچ غایت بالاتری ختم نمی شود. در واقع می توان گفت که دنیای مدرن به جای این که در جستجوی معنا باشد به سمت نوعی از تجربه های معنوی مثل هیپنوتیزم، یوگا و مدیتیشن سوق پیدا کرده است که در آن فردگرایی افراطی، درون گرایی و تکیه بر استعدادهای درونی انسان و اموری از این قبیل به چشم می خورد. در این نوع مکاتب عرفانی، خداوند به موجودی در درون وجود انسان تقلیل می یابد و قابل دسترس می شود و فرد مرید این نوع آموزه ها، باید شدیداً درون گرا و انزوا طلب شود تا بتواند خدا را در درون خود حس کند؛ از این راه می تواند به آرامش عمیقی که وعده اش را داده اند، برسد.

با نگاهی کلی به آموزه های ذکر شده در بالا می توان دریافت که مرکز ثقل عرفان های جدید، ریشه در اساسی ترین محور مدرنیته یعنی اومانیسم دارد. به انسان گفته می شود که اگر در درون خودت واکاوی کنی، انرژی و استعدادی بی حد و حصر می یابی که این انرژی می تواند آرامش عمیق و بی پایان را به ارمغان آورد. در واقع می توان گفت که بسیاری از این مکاتب عرفانی بیشتر به نظریه های روان شناسی شباهت دارند که به درون، خود و انسان تأکید می کنند.

با یافتن این سرنخ که این مکاتب ریشه اومانیستی دارند می توان گفت که نتیجه محتوم اومانیسم، نیهیلیسم است و بشری که در جستجوی معنا به این وادی رسیده است، بعد از طی مسافتی، خود به پوچ گرایی معرفت شناختی خواهد رسید. چرا که اساساً این مکاتب خود را مقید به پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نمی کنند.

در اینجا اشاره مختصر و کوتاهی به نسبت بین عرفان ناب و حقیقی اسلام که سهروردی، بایزید، حلاج و … منادی آن بودند و این عرفان های کاذب، ضروری می نماید.

قدما راه های رسیدن به حقیقت را سه راه می دانستند؛ شریعت، فلسفه و عرفان، که به تناسب هر کدام از اینها روش و منش هر یک برای رسیدن به حقیقت متفاوت است، ولی هدف و مقصد آن ها یکی است. در واقع تفاوت روش ها بستگی به ابزارهای متفاوت آن ها دارد که یکی عقل و استدلال است و دیگری کشف و شهود.

در مورد عرفان که یکی از این سه طریق است، باید گفت که عرفان شناخت شهودی پروردگار است که جز از طریق تهذیب نفس و منهای باطن میسر نمی شود. در واقع عرفان هدف نهایی خود را اتحاد با پروردگار می داند که عارف در این راه اتحاد و یکی شدن با پروردگار، از همه تعلقات محدود و شخصی خود دست می کشد و فانی فی الله می شود. در حقیقت عرفان نوید بخش این است که امکان ارتباط مستقیم و حضوری سالک با خدا از طریق شهود و تجربه باطنی وجود دارد؛ مشروط به اینکه انضباط روحی و خودسازی و تهذیب جزء لوازم لاینفک آن می باشد.

همان طور که در بالا آمد، هر چند که عرفان به عنوان یک روش خاص امتیازات ویژه ای دارد، از جمله اینکه شناختی که به وسیله عرفان به دست می آید، شناخت حضوری است و نه حصولی؛ اما آفات و آسیب های بسیاری دارد که عرفان های مدرنی که هیچ شباهتی به عرفان ناب و حقیقی ندارند، به اشتباه افتاده اند و اسم خود را عرفان گذاشته اند؛ و حال اینکه هر حالت بی خودی و خلسه ای حالت کشف و شهود عرفانی نیست.

فراماسونری چیست؟

می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن به آن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن ، تقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات،‌ برای ما مسلمانان امری لازم و ضروری است.

کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا ، فراماسون (free mason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون یا فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد . یکی از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (antichrist = دجال یا ضد مسیح) یا به تعبیر بعضی از گروه های ماسونی، فرعون جدید (new pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد، اما با این وجود کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند .همه ی این افراد متفق الرای هستند که: (مسئله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی (شیطانی) است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند

کتاب (کیته ۳۰۰ کانون توطئه جهانی) نوشته دکتر جان – کولمن ،‌در این زمینه چنین می گوید: (دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشوران اورشلیم، سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی ماسونی چه می تواند باشد؟ اینان بخشی از زنجیره گسترده فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم، سازمان ناتو، مؤسسه ی سلطنتی بین المللی تا سر سلسله ی توطئه گران ، یعنی کمیته ی ۳۰۰،‌ امتداد دارد. این افراد و گروهها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند،‌ چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان دور بماند.

ادامه دارد….

چند سوال در مورد وقایع پیرامون ما

بسم الله الرحمن الرحیم

۱- وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟
۲- چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟
۳- تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟
۴- با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین و روسیه)، چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟
۵- چرا کشورهایی همچون آمریکا و اسرائیل که داعیه های مذهبی دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور کمونیستی مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟
۷- چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟
۸- هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟
۹- چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟
۱۰- چرا عراق اشغال شده است؟
۱۱- چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟
۱۲- چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟
۱۳- آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟
۱۴- چرا جرج بوش مأموریت خود را در جنگ علیه تروریسم ، مأموریتی الهی می داند؟
۱۵- چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟
۱۶- آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟
۱۷- علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟

۱۸- و بی پایان چرای دیگر ………

 

 

تمامی این پاسخ های در یک کلمه خلاصه خواهد شد آن پدیده ای نا آشنا به نام فراماسونری است قصد داریم با بررسی تک تک این سوالات و ارائه پاسخی منطقی علاوه بر تعریف فراماسونری شما را با سیاست های کلی آنها نیز آشنا سازیم.